
کاش بودی.... و ای کاش میماندی....... اما انگار این کاش ها حسرتی بیش نیستند داداش گلم میرکاظم از فردی نقل شده است که : خیلی سال پیش كه دانشجو بودم، بعضی از اساتید عادت به حضور و غیاب داشتند. تعدادی هم برای محكم كاری دو بار این كار را انجام میدادند، ابتدا و انتهای كلاس كه مجبور باشی تمام ساعت را سر كلاس بنشینی. هم رشته ای داشتم كه شیفته ی یكی از دختران هم دوره اش بود. هر وقت این خانم سر كلاس حاضربود، حتی اگر نصف كلاس غایب بودند، جناب مجنون می گفت:استاد همه حاضرند! و بالعكس، اگر تنها غایب كلاس این خانم بود و بس، می گفت:استاد امروز همه غایبند، هیچ كس نیامده! در اواخر دوران تحصیل ازدواج كردند و دورادور می شنیدم كه بسیار خوب و خوش هستند. امروز خبردار شدم كه آگ...
ادامه مطلب
دستمال كاغذی به اشك گفت: قطره قطرهات طلاست یك كم از طلای خود حراج میكنی؟ عاشقم با من ازدواج میكنی؟ اشك گفت: ازدواج اشك و دستمالِ كاغذی تو چقدر ساده ای خوش خیال كاغذی! توی ازدواج ما تو مچاله میشوی چرك میشوی و تكه ای زباله میشوی جهت استفاده کامل بر روی ادامه مطلب کلیک فرمائید. ...
ادامه مطلب